خب امروز یه سلام ویژه به دوستای مدرسه ایم می کنم که دیگه نمی بینمشون و براشون آرزوی موفقیت در هر جای این دنیای بزرگ رو می کنم وبه هشون می دلم براشون خیلی تنگ شده به خدا راست می گم چون قاصدک من هیچ وقت دروغ نمیگه بابا بی معرفتا یه زنگ بزنید شما نمی گید یکی هست که عاشقتونه...
مریم حوریا پگاه یگانه مرضیه نازی و حدیث جون دلم براتون یه ذره شده اما انگار شما فراموش کردید که یه دوست داشتید نا سلامتی ما ۳ سال باهم بودیم ...
قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .
از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود . در هر ايستگاه که قطار می ايستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زيرا سبکی قانون راه خداست .
قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت :اينجا بهشت است . مسافران بهشتی پياده شوند . اما اينجا ايستگاه آخرين نيست .
مسافرانی که پياده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .
آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورو بر شما ٬ راز من همين بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .
و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ٬ ديگر نه قطاری بود و نه مسافری
نوشته عرفان نظر آهاری

سلام خدا جون خوبي من اصلا خوب نيستم چون مدرسه ها باز شدن بابا آخه اين انصافه 9 ماه درس بخونيم 3ماه آزاد باشيم به جون تو تازه اين 3ماه هم هر جا ميرم از مدرسه و كلاس هاي فوق العاده حرف ميزنن شبها هم خواب نمره هاي قشنگمون رو مي بينيم . صبح كه مي ريم مدرسه روي تخته سياه پر از علامتهاي
ضرب ، جمع ، تفريق و تقسيم و توان. . . وهر چيزي كه ازش بد مياد هست. آخه مگه چي ميشد بجاي اين علامتهاي مسخره چند تا كاريكاتور باحال كشيده مي شد؟! يا به جاي معلم عصباني رياضي كه هميشه روي سرمونه يه فرشته ي مهربون بود يا اصلا به جاي دستور زبان ادبيات چند تا sms يا جوك ياد مي گرفتيم .مي دوني چيه خدا جون مدرسه مثِ يه زندونه كه زندوني هاي بيچاره رو با درس خوندن درس شكنجه ميدن.
بعضي وقتها به اين فكر مي افتم اگه به جاي روزنامه ديواري هايي كه درباره أنتِ أنتَ هستن چند تا پوستر قشنگ به ديوار چسبيده بود چه قدر خوب ميشد چه قدر باحال بود اگه سر كلاس 20دقيقه و زنگ تفريح 60 دقيقه بود ولي خب يه چيزه مدرسه خيلي خوبه اون هم اينه كه بچه ها دوباره دور هم جمع مي شن و كلي خوش مي گذره ! راستش مدرسه اونقدر ها كه گفتم بد نيست !!! خوب ديگه خدا جون حرفام تموم شد بايد برم درس بخونم تا خواب نمره هاي قشنگ رو نبينم فعلا باباي
از طرف : آني جون

الهي اگر تن مجرم است دل مطيع واگر بنده بدكار است كرم تو شفيع ست.
بادا كرم تو بر همه پاينده
احسان تو سوي بندگان آينده
بر بنده ي خود گناه را سخت مگير
اي داور بخشنده بخشاينده
پروردگارا ياد تو دل را زنده كرد تخم مهر افكند ، درخت شادي رويانيد و ميوه آزادي داد


هر كس در اين ماه آيه اي از قرآن تلاوت كند ثواب يك ختم قرآن به او اعطا مي شود
فضيلت ماه رمضان
حضرت رسول (ص) در خطبه ي خود آغاز ماه مبارك رمضان فرمودند:
بشارت باد بر شما ماهي را كه ساعاتش بهترين ساعات و شبهايش بهترين شبها براي عبادت است.
نفسهاي شما در اين ماه ثواب تسبيح و خوابتان ثواب عبادت دارد. بدرستيكه بدبخت و شقي كسي است كه محروم گردد از آمرزش خدا در اين ماه عظيم و ياد كنيد به گرسنگي وتشنگي در اين ماه به گرسنگي و تشنگي روز قيامت زبانها را از آنچه نبايد گفت باز داريدد وچشمها را بر آنچه نبايد ديد ببنديد.
*اعمال مشترك در ماه رمضان*
۱-خواندن دعای یا علی یا عظیم
2-خواندن دعاي هر روز ماه مبارك رمضان بعد از هر نماز
3-در وقت سحر خواندن دعاي سحر
***آداب افطار ***
*بهتر است بعد از نماز مغرب افطار كند .مگر ضعف بر او غلبه كرده يا جمعي منتظر او باشد.
* با خرماي حلال افطار كند اگر نبود با آب گرم يا حلوا خواندن
سوره ي قدر بعد از آن ثواب افطار دادن به روزه داران است.
خدایا دستها همه برای نیایشت بالا می روند
دعا ؛ خواندن و نیایش کردن و پرستش خالق است، دعا انسان را به مبدأ هستی متصل میسازد و ایجاد امید و نوید در زندگی خواهد نمود و در رسیدن به کمال مطلق و فضای نامتناهی زیبائیها و صفات جمال و جلال نقش بسزایی دارد.
دعا ؛ ذکر محبوب و معشوق حقیقی است که همه آمال و آرزوی عاشق در رسیدن به او نهفته است و در این راه سر از پا نمیشناسد، گاه زمزمه میکند، گاه فریاد میزند، گاه اشک میریزد و گاه میخندد گویا همه چیز در نزد او ذکر محبوب و معشوق است. برای او پنهان و آشکار یکی است، آنچه را در خلوت میکند همان را در آشکارا و جلوت انجام میدهد، همه عالم را محضر او میداند و خود را در مرآ و منظرش میبیند و به قول عارف همدانی (بابا طاهر):
به صحرا بنگرم صحرا تو وینم / به دریا بنگرم دریا تو وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت / جمال از قامت رعنا تو وینم
راستی حیات بشر چیزی غیر از دعا و ارتباط با خالق و رازق و پروردگار جهانیان است؟! چنانچه زندگی ممزوج و آمیخته با دعا و ذکر و گفتگو و نیایش نیازمندانه آفریده با آفریدگار نباشد با حیات دیگر حیوانات و نباتات و حتی جمادات تفاوتی خواهد داشت؟!
آیا آنان همانند بسیاری از انسانها در خوردن، آشامیدن، خوابیدن، تولید مثل داشتن، ارضاء غرائز جنسی، حفظ کردن خود از سرما و گرمای آزاردهنده، تلاش برای بدست آوردن نیازها و ساختن آشیانه و پناهگاه تلاش و کوشش ندارند؟! پس اگر در زندگی، ما هم به همین مقدار بسنده کنیم و دعا و ذکر صفات رحمانی را در خود تجلی ندهیم، تفاوتی با دیگر موجودات نخواهیم داشت.
در پاسخ به آنچه گذشت باید گفت: تنها فصل ممیز برای انسان و اخلاق انسانی با دیگر موجودات، دعا و نیایش است. دعا، به انسان هستی میبخشد، او را حیات میدهد و ابدیت و جاودانگیاش را تأمین میکند.
پیشوای عارفان و زینتبخش همه عابدان در آغازین سطور صحیفه سجادیه مفاهیم بلندی را درباره دعا میآورد، او ابتدا مبدأ هستی را معرفی میکند و بعد هم نعمتهای فراوانش را برمیشمرد و بزرگترین نعمت را ارتباط با خالق که همان دعا است میداند.
امام العارفین جملات برگرفته از وحی را انشاء میکند و فرزند برومندش معصوم هفتم باقرالعلوم (علیه السلام) آن را چنین به نگارش در میآورد:
بسم الله الرحمن الرحیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ كَانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ يَكُونُ بَعْدَهُ الَّذِي قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ أَبْصَارُ النَّاظِرِينَ، وَ عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أَوْهَامُ الْوَاصِفِينَ. ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعاً، وَ اخْتَرَعَهُمْ عَلَى مَشِيَّتِهِ اخْتِرَاعاً. ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَرِيقَ إِرَادَتِهِ، وَ بَعَثَهُمْ فِي سَبِيلِ مَحَبَّتِهِ... تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ، وَ تَظاَهَرَتْ آلَاؤُهُ، لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْأَلُونَ.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ أَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فِي مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسَّعُوا فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ. وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيَّةِ إِلَى حَدِّ الْبَهِيمِيَّةِ فَكَانُوا كَمَا وَصَفَ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا.»
سپاس پروردگاری را که مبدأ همه هستی است بدون آنکه قبل از او مبدئی باشد و پایانبخش و منتهایی است که همه چیز به او منتهی میگردد بی آنکه بعد از او آخری باشد، خدایی که چشم بندگان از دیدن او ناتوان و عاجز است و اندیشه وصفکنندگان از توصیف او درمانده میباشد موجودات را به دست پرقدرت خود به گونهای شایسته آفرید و آنان را بر اساس خواست خود صورت بخشید، آنگاه همه خلائق را در راه اندیشه خویش راهی ساخت و در مسیر عشق به خود برانگیخت... جلوههای نام او پاک و منزه است و نعمتهایش پیدرپی شامل حال مخلوقات است، آنچه را انجام میدهد کامل است، کسی نمیتواند از او پرسش کند اما او از همه چیز، حق پرسش (در برابر نعمتهای داده شدهاش را) دارد، پس همگی در معرض پرسش او قرار خواهند گرفت.
سپس فرمود: ستایش خداوندی را که اگر بندگانش را از شناخت سپاسگزاری بر عطاهای پیدرپی و نعمتهای کاملش محروم میساخت، نعمتهای او را مصرف میکردند و حمد و ستایش او را نمینمودند و از روزی او بهرهمند میشدند ولی تشکر نمیکردند.
اگر چنین اتفاقی میافتاد آنان از مرزهای انسانیت خارج شده و به مرز حیوانیت و زندگی چهارپایان میرسیدند و این همان مطلبی بود که خود در قرآن کریمش چنین توصیف کرده است: زندگی آنان چیزی جز زندگی چهارپایان نیست، بلکه از چهارپایان نیز گمراهتر هستند!
ما نبودیم و تقاضامان نبود / لطف تو ناگفته ما میشنود
ای دعا از تو اجابت هم ز تو / ایمنی از تو مهابت هم ز تو
مفهوم دعا
واژه «دعا» از «دَعَوَ» گرفته شده و برای آن معانی گوناگونی ذکر شده است. (دعا) به معنای آن چیزی است که بواسطه آن پروردگار را میخوانند و او را صدا میزنند، همانطوری که آمده است: فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛ پس فرا خواند پروردگارش را که همانا مغلوب شدم (شکست خوردم) پس یاری کن مرا.
جمع دعاء را «ادعیه» دانستهاند، رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ ؛ پروردگارا بپذیر دعای مرا.
و دعا به معنای خواندن و استمداد و کمک خواستن نیز میباشد همانطوری که میخوانیم: «ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ »؛ شما از گواهان بر خود از غیر خدا استمداد بجوئید و درخواست کمک کنید.
و باز دعا به معنای «دعوت کردن» میباشد. در قرآن کریم میخوانیم؛ «وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ» ؛ خداوند شما را به سوی بهشت برین دعوت میکند.
و گاهی هم به معنای سؤال و پرسش آمده؛ «قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها» ؛ گفتند آنان بپرسید از پروردگارتان برای ما تا روشن کند رنگ پوست (آن گاو) چگونه باشد.
و در برخی از کتابهای لغت آمده است: الدعاء ای الرغبة الی الله، دعا یعنی تمایل یافتن بنده و رغبت پیدا کردن عبد به خالق است، حال این رغبت ممکن است با زبان حال و یا زبان قال جلوه و ظهور پیدا کند
و برخی هم «دعا» را عبادت دانستهاند؛ یعنی خضوع، اطاعت و بندگی شخص در برابر مولا و ولی نعمت. در ذیل آیه شریفه: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ... آمده است: الدعاء هو العبادة یعنی اطاعت کنید مرا که اطاعت و بندگی شما را میپذیرم.
محورهای چهارگانه دعا
حال از مجموعه آنچه در آیات قرآن و گفتار اهل لغت گذشت میتوان گفت: دعا دارای چهار محور اساسی ژرف و عمیقی است که حیات بشر بدان بستگی دارد و بدون آنها از جلگه انسانیت خارج میگردد.
1ـ حمد و ثنای خالق
در این محور انسان به هنگام دعا و مناجات و توجه پیدا کردن و استمداد طلبیدن، تنها خالق هستی را میبیند و او را منعم و ولی نعمت خویش میداند که این مستلزم یگانهپرستی و توحید محض است. زیرا جملاتی همچون؛ اللهمّ رَبَّنَا وَ لَكَ الْحَمْد ؛ بار خدایا پروردگارا، سپاس، خضوع و کرنش فقط از آن توست و یا جمله «سمع الله لمن حمده الله اکبر» ؛ هر کسی هر گونه تشکری را اظهار کند خداوند میشنود، خداوند برتر از همه چیز است.
و یا جمله «أدعوك يا الله يا نورا في نور و نورا إلى نور و نورا فوق نور و نورا تحت نور يضيء به كل نور و كل ظلمة و يطفأ به شدة كل شيطان و سلطان» ؛ میخوانم تو را، استعانت میجویم از تو ای خدا، ای نوردهنده هر درخشندگی و ای کسی که همه انوار از آن توست و ای نوری که بر همه انوار برتری دارد و ای نوری که اساس و بنیاد دیگر نورها هستی، به سبب وجود تو هر نوری درخشنده میشود و هر تاریکی نور میگردد و هر مکر و حیله و خیانتی که از سوی شیاطین و قدرتمندان منعقد شده و پیشبینی گردیده، نابود میگردد و...
امثال جملات فوق در دعاهای مشترک بین مسلمانان و موحدان، مستلزم توحید و یگانه پرستی است.
2ـ درخواست نعمت و رحمت
در این بخش خواننده نیازمندیها را مشاهده میکند و یا آنچه را که فضل و رحمت واسعه حقتعالی ایجاب میکند میبیند. در این دعاها گرچه خود را لایق نمیداند و درک میکند آنچه را که درخواست دارد نسبت به خالق حقی ندارد بلکه چنانچه عطا کند فضل و زیاده و رحمت از خداوند خواهد بود. همانند آنچه امام جعفر صادق(ع) در روزهای ماه رجب به محمد بن زکوان (معروف به محمد سجاد) تعلیم داد و فرمود آن را بعد از هر نماز بخوان:
يا من أرجوه لكل خير و آمن سخطه عند كل شر يا من يعطي الكثير بالقليل يا من يعطي من سأله يا من يعطي من لم يسأله و من لم يعرفه تحننا منه و رحمة أعطني بمسألتي إياك جميع خير الدنيا و جميع خير الآخرة و اصرف عني بمسألتي إياك جميع شر الدنيا و شر الآخرة فإنه غير منقوص ما أعطيت و زدني من فضلك يا كريم ؛ ای امیدبخش همه خوبیها و ای امانبخش از خشم در برابر بدیها، ای آنکه در برابر اعمال قلیل و اندک پاداش فراوان عنایت کنی ای آنکه عطایت شامل کسانی است که از تو بخواهند و یا نخواهند و حتی آنانی که تو را نشناسند که این از جهت مهرورزی و رحمت توست، عطا کن بر من خواسته و نیاز مرا که تمام خوبیهای دنیا و خوبیهای آخرت است و دور گردان از من همه بدیهای دنیوی و اخروی را، پس همانا آنچه را عنایت کنی هیچگونه کاستی ندارد و زیاده بخش بر من از فضل و کرم خود ای بخشنده بزرگوار.
محمد بن زکوان میگوید: امام (علیه السلام) محاسن شریف خود را در دست گرفت و با حرکت دست راست و انگشت سبابه خود به سمت چپ و راست میفرمود: يا ذا الجلال و الإكرام يا ذا النعماء و الجود يا ذا المن و الطول حرّم شيبتي على النار ؛ ای بزرگوار و ای کریم، ای صاحب نعمتها و بخششها، حرام گردان موی سفید مرا بر آتش دوزخ و آن را مسوزان (صورت مرا مسوزان).
امثال این دعا به صورت مختصر و مفصل فراوان است که بیشتر از این مقدار در این مختصر نگنجد.
همچنین امیرمؤمنان (ع) با رازق و خالق خود چنین سخن میگوید:
الهی أنت ذوفضل و مَنٍّ / و أنّی ذوخطایا و اعف عنّی
فظنّی فیک یا ربّی جمیل / فحقّق یا الهی حسن ظنّی
پروردگارا، تو دارنده برتریها و نعمتهای فراوانی/و من بندهای خطاکارم که اشتباهات زیادی مرتکب گردیده، ببخش مرا/خدای من نسبت به تو خوش گمانم/پس این خوشگمانی را تحقق بخش.
3ـ درخواست آمرزش و مغفرت
در این محور آنچه بر خلاف دستورات خالق یکتا از انسان سر زده و یا گناه و معصیت تلقی گردیده باشد مطرح میگردد. مسلّم طلب آمرزش بنده را به مبدأ هستی نزدیک میکند و احساس تقرب مینماید، و برای خویشتن آرامش میآفریند. در قرآن کریم میخوانیم:
رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الأَْبْرارِ ؛ پروردگارا بیامرز ما را و پردهپوشی کن کارهای زشت ما را و ما را با نیکان محشور فرما.
رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ ؛ پروردگارا آنچه را بر پیامبرانت وعده کردی به ما عنایت کن و در روز قیامت ما را خوار و ذلیل مگردان زیرا تو بر خلاف وعدههایت رفتار نخواهی کرد.
و نیز میخوانیم:
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ؛ بار خدایا بر نفس خویش ستم روا داشتیم، ما را بیامرز چنانچه ما را نبخشی و بر ما ترحم نکنی هر آینه ما در جمله زیاندیدگان خواهیم بود
مولای متقیان علی (ع) درخواست بخشش از پروردگار را چنین بیان میکند:
الهی لاتُعَذّبنی فإنّی / مُقرّ بالّذی قد کان منّی
و ما لی حیلة الّا رجائی / بعفوک إن عَفَوتَ و حسن ظنّی
پروردگارا، مرا عذابم مده/همانا بر آنچه انجام دادهام اعتراف دارم/چاره و راهی غیر از امید بر عفو تو برایم نیست/ اگر بخشیدی و عفوم کردی که این گمان خوش را نسبت به تو دارم
4ـ توجه به نیازمندیها و گرفتاریهای جمعی:
در محور چهارم کسی که با خالق به مناجات برمیخیزد و او را مبدأ همه موجودات عالم میداند و زندگی خود را از دیگر انسانها و موجودات جدا نمیسازد، برای بدست آمدن نیازمندیهای خود و دیگر افراد و برطرف شدن گرفتاریهای آنان و خویشتن دعا میکند و طرح مشکلات دیگران را در دعاها و نیایش با خالق بر خویشتن مقدم میدارد و برای رفع گرفتاریهای آنان، دعا بیشتر مینماید و نیازمندیهای خود را در مرحله بعد میبیند که این روش، سیره خاص اولیای خداست.
امام حسن مجتبی(ع) میگوید در خُردسالی شاهد دعاهای جانسوز مادرم زهرا(س) بودم، او مناجاتهای طولانی داشت که گاه ساعتها وی را مشغول مینمود. اشکها میریخت، تضرع مینمود، ارتباط خاصی را با خالق هستی برقرار میکرد، در بامداد جمعه (آدینه) میفرمود:
«اللهم اجعلنا من أقرب من تقرب إليك و أوجه من توجه إليك و أنجح من سألك و تضرع إليك اللهم اجعلنا ممن كأنه يراك إلى يوم القيامة الذي فيه يلقاك و لا تمتنا إلّا على رضاك اللهم و اجعلنا ممن أخلص لك بعمله و أحبك في جميع خلقك اللهم صل على محمد و آل محمد و اغفر لنا مغفرة جزما حتما لا نقترف بعدها ذنبا و لا نكتسب خطيئة و لا إثما اللهم صل على محمد و آل محمد صلاة نامية دائمة زاكية متتابعة متواصلة مترادفة برحمتك يا أرحم الراحمين» ؛
پروردگارا ما را از نزدیکترین کسانی که طلب تقرب مینمایند قرار ده و از موجّهترین آنان گردان و پیروزی بیشتر را نصیب سائلان و تضرعکنندگان گردان. بار خدایا ما را از کسانی قرار ده که گویا تو را تا پایان جهان [قیامت] میبینند، کسانی که در آن روز تو را ملاقات میکنند و نمیران ما را مگر بر اساس خوشنودی خود. بار خدایا ما را از کسانی قرار ده که با اعمال خویش خلاصه در تو میگردند و محبوبترین آفریدگان در نزد تو میشوند. پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست. و ما را بیامرز، آمرزشی که بعد از آن گناه بین ما و تو فاصله ایجاد نکند و ما را گرفتار اشتباه و لغزش نسازد. بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست درودی پُربار، تزکیهکننده، پیدرپی، متصل و همیشگی. این عنایات را با مهربانی و رحمت خودت عطا فرما ای برترین ترحم کننده.
امام مجتبی(ع) میفرماید: مادرم به هنگامی که در بستر رحلت افتاده بود و از درد و شدت جراحات پهلو مینالید باز هم دعای نیمه شب او بدرقه همسایگان، دوستان و شیعیان و افراد گرفتار و مبتلای جامعه انسانی بود.
میفرمود: رَأَيْتُ أُمِّي فَاطِمَةَ ع قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا لَيْلَةَ جُمُعَتِهَا فَلَمْ تَزَلْ رَاكِعَةً سَاجِدَةً حَتَّى اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّيهِمْ وَ تُكْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَيْءٍ ؛ مادرم فاطمه(س) را شبهای جمعه در میان محراب عبادت میدیدم که پیاپی در رکوع و سجود بسر میبرد تا سپیده صبح آشکار گشت و با گوش خود میشنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا میکرد و از خداوند درخواست رحمت و مغفرت و گشایش برای آنان مینمود که در اکثر اوقات ادامه داشت لکن به خویشتن و سلامتی خود توجهی نداشت و برای شفای خود و برطرف شدن گرفتاریها دعایی ننمود.
امام(ع) فرمود: سؤالی کردم؛ لِمَ لَا تَدْعین لِنَفْسِكِ كَمَا تَدْعین لِغَيْرِكِ؟! مادرم، چرا برای خویشتن دعا نمیکنید همان گونه که برای دیگران دعا مینمائید؟
فاطمه اطهر(س) جواب داد: يَا بُنَيَّ الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ ؛ ای فرزندم ابتدا برای همسایگان (دیگران) سپس برای خانه و صاحبان خانه.
در پایان باید گفت: محورهای چهارگانه در بسیاری از ادعیه مأثوره مشهود است و همین امر سبب شده بسیاری از مردم جهان چون دعا و مناجات و نیایشهای معصومان را میشنوند، با خضوع و خشوعی قلبی میپذیرند. سخنان مفسر بزرگ مصری مرحوم طنطاوی صاحب تفسیر «الجواهر فی تفسیر القرآن» درباره صحیفه سجادیه، نمونهای از صدها اعتراف است:
صحیفه یگانه کتابی است که در آن علوم و معارف و حکمتها وجود دارد که در غیر آن یافت نمیشود، این بدبختی مردم مصر است که تاکنون از این اثر گرانبها و جاوید نبوی آگاه نبودهاند، من هر چه در آن مینگرم آن را بالاتر از کلام مخلوق و پائینتر از کلام خالق میبینم.
براستی دعاهایی همانند ابوحمزه ثمالی، جوشن کبیر، دعای امام حسین(ع) در روز عرفه، دعاهای صحیفه سجادیه و مناجات خمسه عشر و مناجات شعبانیه و... انسان را به عالمی دیگر میبرد و انسان ناسوتی را لاهوتی و سپس ملکوتی مینماید و به او هویت و آرامش میبخشد و او را از کوه سرسختتر و از آتش گداختهتر در برابر امواج مسموم بیگانگان خواهد نمود.
نیایش در مکتب اهل بیت(ع)
روی آوردن به دعا و نیایش از سوی حاملان وحی، آنانی که خود محط نزول آیات الهی و مخزن دانش حضرت حق ـ جل و علا ـ هستند برای بسیاری از افراد اعجاب و شگفتی داشته است.
آنان به هنگامی که میخواستند سخن باری تعالی را بشنوند قرآن تلاوت میکردند و یا آن را استماع مینمودند و به یاران نزدیک خویش این توصیه را داشتند ولکن آنگاه که اراده میکردند با خالق هستی راز و نیاز کنند و خود کلیم حضرت حق گردند و توحید را در وجود خویش تجسم بخشند و در میان جمع از جمع بیگانه شوند و به او بپیوندند و خود درخواستکننده سائل متضرع و مبتهل الی الله گردند دعا میخواندند و کلماتی که از اعماق جانشان برمیخواست که در آنها جلوه بندگی، خضوع و فناء فی الله مشاهده میشد، بر زبانشان جاری میگشت. آنان با شروع دعا چنان حالی را مییافتند که همه علائق و پیوندهای مادی به فراموشی سپرده میشد، گویا از نسل انسانهای خاکی نیستند بلکه از فرشتگان میباشند و ماهیت دیگری دارند.
براستی زیباترین جلوههای نیایش و راز و نیاز در ادعیهای است که توسط ائمه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) انشاء گردیده و به امت اسلامی درس چگونه راز و نیاز کردن و التماس مخلوق از خالق را آموزش دادند.
مگر دعا، ذکر و نیایش چه جایگاه رفیع و والایی دارد که زیباترین حالت انبیاء و اوصیاء و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) زمان دعا و سخن گفتن آنان با خداوند حکیم لایزال است، در مکتب آنان جایگاه عظیم دعا چنین معرفی شده است:
* دعا؛ فروغبخش همه آسمانها و زمینها (کرات) است.
* دعا؛ کلید همه موفقیتها و پیروزیهاست.
* دعا گردنبند رستگاری است. (که هر کس را در کمند خویش انداخت سعادت دنیا و آخرتش را تضمین کرد و هرگز پستی و بیچارگی به سراغش نرفت)
* دعا؛ در اعماق وجود خواننده و شنونده اثرگذار است و از نیزه پولادین و سلاحهای آهنین اثربخشتر است
* دعا؛ شفابخش همه امراض و ویروسهای جسم و روح و روان است.
* دعا؛ کلید رحمت و شفابخش زاهدان و امیدوارکننده عابدان و بندگان است.
* دعا؛ گرفتاریهای حتمی را تغییر میدهد(و چه بسا آن را تبدیل به نعمت کند)
* دعا؛ ابزار دفاعی هر مؤمن در برابر تهاجمهای بیگانگان و شیاطین است.
* دعا؛ ستون خیمه دین و دینداری است
* دعا؛ بالاترین مرحله اخلاص و بندگی در نماز است.
* دعا؛ بندگی، خضوع و خشوع و عین عبادت است.
* دعا؛ پیوند بخش و ساماندهنده عبادت (و بندگی خدا) است.
پس دعا همه هستی انسان و بشریت است و قرآن صاعد است و هر آنچه را امامان و پیشوایان معصوم(ع) فرمودند تفسیر و تعبیر دیگری از آیه شریفه ذیل است:
قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً ، بگو [ای پیامبر] پروردگارم برای شما هیچگونه ارج و ارزشی قائل نیست چنانچه دعا و نیایش در میان شما نباشد، شما خداوند و پیامبران را تکذیب کردید و ارتباط خویش را قطع نمودید که این عمل ناشایست دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد.
امنیت جهانی در پرتو دعا (ارتباط با خدا)
انسان امروزی علی رغم در اختیار داشتن امکانات مادی و تکنولوژی و برخورداری نسبی از رفاه در همه ابعاد زندگی به علت محروم بودن از برکات و لذائذ مناجات با خدا و خالق خویشتن در بن بست و گرفتاریهای روحی بسر میبرد و اضطراب شدید او را محاصره نموده است و روح تکاملی و رو به بینهایت او هرگز با بهرهمندیهای مادی سیراب نمیگردد و بیمعناترین و پوچترین زندگیها را تشکیل داده است، همانطوری که خداوند مهربان هدف نهایی از خلقت جن و انس را پرستش و عبادت ذات مبارک خویش دانسته و آنجا که دعا و عبادت نباشد امتیازی بر سایر حیوانات ندارد بلکه با گره خوردن مکر، حیله و شهوات حیوانی با اندیشه شیطانی محیط از امنیت کمتری برخوردار است و تهدید بیشتر خواهد شد. چنانچه در عالم حیوانات گرگی چند گوسفند بدرد و یا شیری چند آهو را خوراک خود قرار دهد، امروز و دیروز انسان منهای دعا و اخلاق عبادی صدها هزار بلکه میلیونها نفر را بکام مرگ برده و بالاتر آنکه نسلی را تهدید میکند و با سلاحهای کشتار جمعی امنیت را از دیگران میگیرد. جامعه آمریکا و اروپا و یا آفریقا منهای دعا و نیایش جنگلی است که برای همیشه ضعیف، پایمال و نابود است و چهرههای متول و قدرتمند حیوانی آنان، زالو صفت خون مستضعفان را میمکند و اجازه تنفس به پابرهنگان خود نمیدهند. آنان برای خود حد و مرزی اخلاقی معتقد نیستند تا تجاوز و چپاول را خلاف بدانند و استعمار دیگران را تعطیل کنند. آنان گاهی با تجاوز علنی، گاه با ایجاد مراکز فساد و گاه با کشتن اندیشمندانی که چراغ راه هدایتند به زندگی مادی خویش جلوه بیشتری میدهند و از هیچگونه استعباد و استثمار کوتاهی نمیکنند گرچه واژگان: آزادی، دمکراسی و جلوگیری از تولید سلاحهای کشتار جمعی را شعار خود قرار دادهاند. آنان برای چپاول دیگر کشورها در داشتن و تولید هر گونه سلاح سمی، کشتار جمعی آزادند و در مصونیت محض بسر میبرند ولکن دیگران که ممکن است روزی در برابر تجاوز آنان بایستند باید در ممنوعیت کامل بسر برند.
دکتر اسعد علی اسعد رئیس هیئت نویسندگان ادب عربی در کشورهای آمریکا، انگلستان و فرانسه در بحث شعار دمکراسی و اخلاق انسانی در آمریکا مینویسد:
در شهر نیویورک در یک شب چند ساعت قطعی برق بوجود آمد، در آن مقطع کوتاه در یک منطقه محدود تجاوز و تعدی از قبیل سرقت، تجاوز به عنف به قدری بالا بود که بر اساس آمار در هر دقیقه هفت جرم و جنایت صورت گرفت. این از پایگاه تمدنی که مدعی صدور دموکراسی است، بسیار تعجبآور است، جایی که در آنجا بر اساس آمار، کتاب «حقیقتی که شما را به زندگی جاوید رهبر میکند» در صد میلیون نسخه چاپ میشود و به 115 زبان منتشر میگردد!!
آیا برای تغییر اینگونه جوامع و ایجاد امنیت اخلاقی در آنها، راهی غیر از آشنایی با اخلاق الهی و توجه به ارتباط انسان با خالق وجود دارد؟! مسلم نه.
پس تنها نیایش و دعا و ارتباط با خالق هستی که جامع صفات کمالیه است، انسان را از ددمنشی دور میکند و او را متخلق به اخلاق فطری مینماید.
راستی، صداقت، زندگانی مسالمتآمیز، محبت و دوستی، مساعدت به یکدیگر، دستگیری انسانهای ضعیف، شکوفایی فطرت سالم، آرامش و امنیت در سایه این امر محقق میشود.
با یک نگاه کلی به کشور ایران اسلامی خود و مقایسه حوادث در خلال یازده ماه با ماه مبارک رمضان این امر روشن میگردد. هر سال نیروی انتظامی اعلان میدارد آمار ارتکاب جرائم، سرقتها، اختلافات و... در ماه رمضان تقلیل مییابد و مراکز دادرسی همچون دادگستریها و دادگاهها خلوت میگردد و تعداد اینگونه امور بسیار کم میشود.
مسلم تقلیل جرائم اخلاقی چیزی جز به برکت روزه، دعا، نیایش و توبه و بازگشت به سوی حق نیست.
چرا دعای بعضیها به اجابت نمیرسد؟
در پایان جهت تیمن و تبرک این بحث و ارتباط طهارت جسم و روح انسانی با دعا و نیایش و شرایط استجابت دعا و فراهم شدن مقدمات پاکیها در شخص و اشخاص نیایشکننده با خالق هستی، حدیثی را از مولی الموحدین و امام المتقین علی بن ابیطالب (علیه السلام) میآوریم:
شخصی محضر امیر مومنان(ع) رسید او از مستجاب نشدن دعاهای خود شکوه کرد و عرضه داشت:
با اینکه خداوند متعال وعده داده «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» دعا کنید، خواستههای خود را با من در میان بگذارید من اجابت میکنم، چرا دعاهای ما به اجابت نمیرسد؟ و پاسخ داده نمیشود؟
امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود: إِنَّ قُلُوبَكُمْ خَانَتْ بِثَمَانِ خِصَالٍ؛ همانا قلبها و اندیشههای شما را هشت چیز فرا گرفته و سبب خیانت و عدم پذیرش دعا شده است:
1ـ شما خدا را میشناختید ولکن حق خالقتان را ادا نکردید آنگونه که سزاوار بود، پس شناخت او شما را سودی نبخشید.
2ـ شما به پیامبر و فرستاده او ایمان آوردید ولی با سنت و روش او مخالفت کردید و شریعت و دین او را کنار گذاشتید، پس ثمره و نتایج مترتبه بر ایمان شما کجاست؟
3ـ کتاب (قرآن) او را خواندید ولی به آن عمل نکردید با اینکه اقرار کردید شنیدیم و اطاعت و پیروی کردیم و بعد مخالفت نمودید.
4ـ شما میگویید از مجازات و کیفر الهی میترسید اما همواره کارهایی میکنید که شما را به آتش الهی نزدیکتر میسازد، پس کجاست ترس شما از آتش جهنم؟
5ـ میگویید به بهشت الهی علاقمند هستید اما همواره کارهایی انجام میدهید که شما را از آن نعمت بزرگ محروم میکند و دورتان میدارد، پس تمایل و رغبت شما به بهشت او کجاست؟
6ـ نعمتهای خدا را میخورید و شکر نعمت را بجا نمیآورید (تا آن را ازدیاد بخشد و دعای شما را مستجاب گرداند).
7ـ همانا خداوند فرمان داد تا با شیطان دشمنی ورزید و او شیطان را دشمن شما معرفی کرد اما شما طرح دوستی ریختید و به ظاهر ادعای دشمنی با شیطان کردید ولی در مقام عمل با او مخالفتی نداشتید.
شما عیبها و زشتیهای مردم را جلو چشم خویش (تابلو) قرار دادید و عیوب خود را پشت سر افکندید و آنان را نادیده گرفتید. با همه این احوال چه کسی از شما سزاوارتر است که خود را ملامت کند...
با این وضعیت چگونه انتظار دارید دعایتان به اجابت برسد؟ در حالی که خودتان درهای اجابت را بر روی خود بستهاید؟!
تقوا پیشه کنید، اعمال خویش را اصلاح نمائید، امر بمعروف و نهی از منکر کنید تا دعاهای شما به اجابت رسد.
مولانا (ره) گفت:
اخسئوا آید جواب آن دعا / چوب رد باشد جزای هر دغا
گر حدیثت کج بود معنیت راست / آن کجیّ لفظ، مقبول خداست
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حج الاسلام و المسلمین زمانی

سفارش امام زمان علیه السلام به دعا برای ظهور و فرج، «اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم . برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید که همان فرج شماست» و سفارش به نوشتن کتاب در فوائد دعا (مکیال المکارم)، نشان از برجستگی خاص دعا و نقش آن در تعجیل فرج است.
دعا از دو جهت در فرج و ظهور نقش ایفا می نماید. یکی نقش و تأثیرات دعا و دیگری فضاسازی اجتماعی و فردی و آماده کردن فضا برای ظهور.
اول؛ نفس دعا:
دعا اثرات بسیار شگرفی بر زندگی انسان و روح و روان او دارد. دعا انسان را به خدا نزدیک می نماید. او را بنده خدا می کند. به او امید و تحرک می دهد. رابطه انسان با خدا مستحکم و قوی می گردد. و آثار و فواید بسیار دیگری که در این مقاله نمی گنجد. اما آنچه مهم است اثرات دعا بر فضاسازی جامعه برای آمادگی ظهور است که بدان می پردازیم.
دوم؛ فضاسازی فردی و اجتماعی:
دعایی که مورد نظر امام زمان علیه السلام است دعایی است که قابل اجابت باشد و الا دعاهای بی روح و بی محتوا تأثیر آنچنانی برای فرج ندارد.
لذا دعا کننده باید اول خویش را به درجه اجابت دعا برساند سپس دعا نماید. و آماده کردن شرایط دعا خود موجب آماده شدن شرایط ظهور می گردد که بدانها اشاره می کنیم:
1- معنوی شدن جامعه
از آثار مهم دعا معنوی شدن جامعه اسلامی است. جامعه ای که راز و نیاز و درخواست در آن متبلور است قطعاً جامعه ای است که معنویت در آن موج خواهد زد و این برای ساخت فضای ظهور بسیار مناسب خواهد بود.
2- شرایط برای اجابت دعا
هرکس که بخواهد دعایش مستجاب شود باید شرایط استجابت را در خود فراهم نماید که هرکدام در اصلاح جامعه نقش مهمی را ایفا می نماید. این شرایط عبارتند از:
الف) بنده خدا شدن
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إذ سألک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع إذا دعان». برای استجابت دعا اول باید بنده خدا شد.
بنده خدا شدن یعنی انسان کاملا مطیع خدا شده و تمام کار و عملش در جهت جلب رضای او باشد. و این به تمام کارهای انسان جهت خدایی می دهد. درس خواندن، تدریس، پزشکی، مهندسی، صنعت و... همه در مسیر الهی قرار می گیرد و جامعه، جامعه ای الهی می گردد.
ب) اقتصاد حلال
در حدیث قدسی نقل شده است که خداوند متعال فرمود: من استجابت دعا را در روزی حلال قرار داده ام، مردم در سروصدا و گریه دنبالش می روند و به آن نمی رسند.
کسب روزی حلال، خود مقدمه اصلاحات گسترده ای در زمینه های اقتصادی و غیراقتصادی خواهد شد. گرانقروشی و کم فروشی و ربا و... به فراموشی سپرده شده و انسان برای کسب لقمه حلال سعی خواهد کرد که غش را از کار و... خالی نموده و در برابر حقوقی که از بیت المال می گیرد به نحو احسن کار انجام دهد. راننده تاکسی و... همه افراد با اصلاح کسب خود هم اصلاحات اقتصادی انجام داده و هم کار خود را به سوی اصلاح پیش خواهند برد.
منشأ بسیاری از مفاسد و گناهان در جامعه مسئله پول و اقتصاد است. ایجاد بازار ربا، کلاهبرداریهای آنچنانی، اختلاس، رشوه و... که چهره جامعه را سیاه نموده است، علت اصلی آن اقتصاد است. و وقتی انسان بداند که این حربه های ناسالم تأثیر منفی بر روند کار معنوی او دارد و آن را ترک کند تا لقمه حلالی بدست آورد، ریشه اصلی این مفاسد را قطع خواهد کرد.
ج) ترک گناه
دعای انسان گنهکار مستجاب نمی گردد. حضرت موسی علیه السلام از راهی می گذشت. مردی در حال سجده بود و دعا می کرد. حضرت رفت و برگشت و دید هنوز در حال سجده است و دعا می کند. عرض کرد: خدایا اگر من بودم دعایش را مستجاب می کردم. وحی آمد ای موسی، اگر تا آخر عمر در سجده باشد دعایش را مستجاب نمی کنم چون اهل گناه است.
لذا انسان برای استجابت دعایش چاره ای جز ترک گناه ندارد و این خود باعث می شود دامنه فساد و ظلم و گناه و... از جامعه جمع شده و جامعه ای سالم بوجود آید.
و پاک شدن گناه از سطح جامعه یعنی شستن تمام نابسامانی ها و کثافات از تابلوی زندگی. و آن وقت است که:
- خانواده ها، سالم خواهند شد
- جوانان و فرزندان، سالم خواهند شد
- در مدارس تبعیض بین فرزند پولدار و فقیر نخواهد بوده و دانش آموزان پاک اند
- در ادارات دیگر گناهی نیست و حق ارباب رجوع داده می شود
- فیلمهای مبتذل از جامعه پاک می شود
- بی حجابی و بدحجابی رخت برمی بندد
و...
د) اضطرار
خداوند در قرآن می فرماید: «أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء». از شرایط استجابت دعا اضطرار است. رسیدن به این حالت، حالت استجابت دعا است و برای ظهور چاره ای جز ایجاد اضطرار نیست و آن هم باید ایجاد شود. معرفی امام زمان علیه السلام - فلسفه غیبت-، آثار وجود نازنین آن حضرت و ضرر هنگفتی که به مسلمین به خاطر غیبت می رسد خود ایجاد کننده حالت اضطرار است.
آیا می دانید امام زمان علیه السلام چقدر بخاطر غیبت ناراحتند؟
آیا می دانید اگر ظهور یک ساعت جلو بیفتد وضعیت بشر چقدر مطلوب خواهد شد؟
آیا می دانید تنها کسی که فقر را از دنیا جمع می کند، ظلم و بی عدالتی را بر می دارد، به انسان آزادی واقعی می دهد، به انسان کرامت و شخصیت می دهد، امام زمان علیه السلام است؟
آیا می دانید تنها با ظهور، دین در دنیا سیطره می یابد و و مدینه فاضله ایجاد می شود؟
آیا می دانید تنها با ظهور است که امنیت همه جا را می گیرد؟
اگر جواب این سؤالها دانسته شود حالت اضطرار واقعی پیش می آید و آن زمان ظهور است.
ه) فراهم کردن اسباب ظهور
در روایت نقل شده است که دعای بدون اسباب همانند تیر بدون کمان است. دعا کننده باید اسباب را نیز فراهم نماید. مثلا کسی که آرزو دارد در کنکور قبول شود باید تلاش کرده درس هم بخواند. کسی که منتظر فرج است و دعا می کند باید اسباب ظهور را هم فراهم نماید که اسباب ظهور اکثر آن مربوط به مردم است. چون علت اصلی غیبت عدم وجود انسانهای قدرشناس است. لذا برای ایجاد اسباب باید اقدامات زیر صورت گیرد:
1- ساختن فرد
افراد جامعه باید اول خویش را بسازند تا جزء یاران واقعی آن حضرت باشند. در روایت نقل شده که قدرت یاران امام زمان علیه السلام چهل برابر مردان امروزی است. این بدان معناست که یاران امام زمان علیه السلام در اکثر زمینه ها قدرتمندند. هم در زمینه علم و تکنولوژی و هم در زمینه اخلاق و تربیت فرزند و زندگی و...
2- ساختن و پرورش نیرو
انسان برای فراهم کردن اسباب چاره ای جز پرورش نیرو و هدایت دیگران ندارد و این تحرک عظیم اجتماعی بوجود خواهد آورد که هرکس به ساخت دیگری بپردازد. و جامعه تبدیل به مدرسه ای شود که همه سعی در ساخت و پرداخت هم دارند. و اینجاست که امربه معروف و نهی از منکر نیز تجلی یافته و جامعه ولائی آماده ظهور بوجود خواهد آمد.
و) ایجاد نشاط اجتماعی و کار
توکل بر خدا و امید به استجابت دعا از شرایط استجابت است. ایجاد روحیه توکل در یاران و منتظران امام زمان علیه السلام باعث قدرتمند شدن یاران و ساخته شدن یارانی شجاع، قوی و عزیز خواهد شد که به هیچ وجه زیر بار ظلم نرفته و هیچ هراسی به دل راه نداده و سایه الهی را روی سرخود ببینند.
و از سویی دیگر امید به استجابت دعا در انسان ایجاد نشاط نموده و روح او را صیقل داده و پویایی و تحرکی بزرگ برای ایجاد انقلابی عظیم بوجود خواهند آورد.
سحرگاهان و لحظات پاياني شب، كه متصل به سپيده دم است، بهترين اوقات براي آموزشهاي معنوي و تقويت حالات روحاني و ايجاد نشاط و جذبة ملكوتي در روح و جان آدمي است. آثار اين تمرينها در آن لحظات در روح انسان عميقتر و دوامش بيشتر است.
ابن ابي يعفور مي گويد: «به حضور امام صادق (ع) عرض كردم: قربانت شوم! بفرماييد آن ساعتي كه نزديكترين ساعات انسان به خدا است و خدا به او نزديك است كدام ساعت است؟ ` حضرت فرمودند: چون آخر شب برخيزد و در حالي كه چشمها در خواب اند، شاداب وضو بگيرد و در عبادتگاه خود بايستد و با حضور قلب و توجه دل به خدا تكبير نماز بگويد و با تلاوت قرآن دو ركعت نماز بهجاي آورد و آنگاه براي اقامة نماز برخيزد. در اين موقع، از آسمان، از جانب عرش، اين ندا برخيزد: « اَيُّها العَبدُ المُنادي رَبَّهَ اِنَّ البِرَّ لَيُنشَرُ عَلي رَأسِكَ مِن عَنانِ السَّماءِ وَالمَلائِكَةُ مُحيطَةٌ بِكَ مِن لَدُن قَدَمَيكَ اِلي عَنانِ السَّماءِ وَاللّهُ يُنادي: عَبدي لَوتَعلَمُ مَن تُناجي اِذاً ما اِنفَتَلتَ . ` »
(اي بندة خداخوان، اكنون خير و نيكي از سوي اعلاي آسمان بر سرت در حال ريزش است و فرشتگان از كنار پاهايت تا اوج آسمان اطرافت را گرفته اند؛ و خدا ندا مي كند اي بندة من، اگر بداني با كه در حال گفتگو و راز و نيازي هرگز قلب و دلت را از توجه به او برنمي گرداني.)
پروردگار خود را به زاري و نهاني بخوانيد كه او از حدّ گذرندگان را دوست نمي دارد.
چگونه بخواهيم؟
امام زين العابدين (ع) از امام حسين (ع) نقل مي كند كه: « كانَ رسولُ اللّهِ يَرفَعُ يَدَيهِ اِذا اِبتَهَلَ وَ دَعا كَما يَستَطعِمُ المِسكينُ .» (در هنگام تضرع به درگاه خداوند، عادت پيامبر (ص) بر اين بود كه دو دست مبارك خود را همان گونه كه بينوايي درمانده طعام مي طلبد بالا مي برد و دعا مي كرد.)
ادب دعا آن است كه دعا آهسته مطرح شود و صداي بلند در دعا برخلاف ادب است. هر كس دريابد كه خداوند نزديك است روش دعا كردن براي او روشن مي شود و خدا را آهسته مي خواند و اطمينان دارد كه خداوند به همة نيازهاي او آشناست؛ و اگر ما نياز خود را با دعا براي او طرح مي كنيم، به اين دليل است كه خودش خواسته و فرمان داده.
قرآن در خصوص ادب ذكر و دعا فرموده است: «همواره به ياد خدا باش. ياد خدا را در دل و نام او را بر لب آرام و آهسته در هر بامداد و شامگاه جاري كن»؛ «اين يادي از رحمت پروردگار تو دربارة بنده اش زكرياست، آنگاه كه پروردگارش را آهسته ندا كرد.» زينت دعا به اين است كه دعا كننده تضرع و ناله كند؛ چون اگر با ناله همراه نباشد، معلوم مي شود كه دعا كننده به وسايل خود متكي است و نه به فضل و رحمت خداوند.
البته گاهي بنده احساس دوري مي كند و خدا را ندا مي كند و او را صدا ميزند. آنجا هم خداوند با لبيك گفتن او را جواب مي دهد: « يُجيبُهُم اِذا ناجُوهُ وَ يُلَبّيهِم اِذا نادُوهُ .»
پيامبر اكرم (ص) در خطبة شعبانيه فرمودند: «به هنگام نماز دستها را به دعا بلند كنيد كه بهترين لحظاتي كه خدا با رحمت به بندگانش مينگرد همين لحظات است.» بر طبق روايات و سنت معصومان : ، مستحب است كه بعد از دعا، دستها را بر سر و صورت كشيد؛ زيرا لطف خداوند به اين دستها پاسخ داده است. دستي كه به سوي خداوند دراز شود يقيناً خالي برنمي گردد؛ زيرا او با حيا و بخشنده است و شرم دارد از اين كه بنده به سوي او دست بگشايد و دست خالي برگردد؛ و دستي كه عطاي الهي را دريافت كرد گرامي است. لذا خوب است آن را به سر و صورت كشيد.
چرا موقع دعا به جانب آسمان توجه مي كنيم؟
قرآن مي فرمايد: «مشرق و مغرب از آنِ خداست. پس به هر سو رو كنيد آنجا روي خداست.» شخصي بر اساس همين آيه اين سؤال را با امام علي (ع) مطرح كرد. حضرت فرمودند: «آيا اين آيه را نخوانده اي كه مي فرمايد: وَفيالسَّماءِ رِزقُكُم وَ ماتُوعَدُونَ ` [ (وروزي شما و آنچه وعده داده شده ايد در آسمان است.) ] و در تفسير آية « فَالمُدَبّراتِ اَمراً » نيز آمده است كه اسرافيل و عزرائيل و ميكائيل و جبرئيل مقدرات امور را تدبير مي كنند و آنها در عالم بالايند.
خدایا در میان ما و قوم ما به حق داوری کن که تو بهترین داورانی
آيا دعا باعث سستي و تنبلي دعا كننده مي شود؟ كساني كه با روح دعا و آثار تربيتي و سازندة آن آشنايي ندارند شبهات و ايراداتي به مسئلة دعا وارد مي كنند. يكي از آنها اين است كه دعا عامل تخدير است و جاي فعاليت و كوشش را مي گيرد. واقعيت اين است كه از هر حقيقتي ممكن است به نوعي سوءِ استفاده شود و شايد كساني باشند كه چنين كنند؛ اما معناي دعا اين نيست كه دست از تلاش و سازندگي برداريم، بلكه انسان مؤمن، چون مؤثر حقيقي را خدا ميداند، ضمن اين كه از اسباب و وسايل مادي بهره مي گيرد، براي رفع نياز خود به خدا توجه مي كند و اسباب را مستقل در تأثير نمي داند و با اين كه از آنها استفاده مي كند، به آنها اعتماد ندارد. نتيجة چنين روحيه و تفكري اين است كه اگر اسباب مادي هم فراهم نبود، نااميد نمي شود؛ زيرا خدا را قادر مطلق ميداند. قرآن دربارة جنگ بدر، كه مسلمانان در نهايت سختي و كمبود ساز و برگ نظامي و نفر بودند، مي فرمايد: «زماني كه از پروردگارتان كمك خواستيد و او خواستة شما را پذيرفت و گفت: من شما را با هزار فرشته كه پشت سر هم فرود ميآيند ياري مي كنم ` »؛ و بعد مي فرمايد: «خداوند شما را در جنگ بدر ياري كرد در حالي كه ناتوان بوديد.» پس اعتقاد به دعا نهتنها موجب شكست و عقب ماندگي نيست، بلكه برعكس گاهي بي اعتقادي به دعا موجب شكست است. معناي واقعي دعا اين نيست كه انسان فقط دعا كند و هيچ فعاليت ديگري نداشته باشد، بلكه اين است كه وقتي چيزي از خدا مي خواهيم او را مؤثر حقيقي بدانيم؛ همانگونه كه در داستان اصحاب بدر مي خوانيم، آنان در خانه هايشان ننشستند تا بخواهند فقط با دعا كار را تمام كنند، به ميدان جنگ رفتند، قلت عدد خود و كثرت دشمنانشان را ديدند، آنگاه استغاثه كردند. بنابراين متوكلان حقيقي و دعا كنندگان از ساير مردم بسيار فعال ترند. بررسي مضامين ادعيه و تاريخ زندگي و مبارزات مردان خدا به اين حقيقت گواهي مي دهد.
آيا دعا دخالت در كار خداوند نيست؟ آيا دعا با روح رضا و تسليم در برابر خداوند سازگار است؟
بايد توجه داشت كه مواهب الهي بر حسب استعدادها و لياقتها تقسيم مي شود: هر قدر استعداد و شايستگي بيشتر باشد، سهم بيشتري از آن مواهب نصيب انسان مي گردد؛ و ما با نيايش خود را به نيروي پايانناپذيري كه تمام كائنات را به هم پيوسته است متصل مي كنيم و شايستگي بيشتري براي دريافت مواهب الهي مي طلبيم. علاوه بر اين، اگر انسان از خدا بخواهد كه از راه ديگري غير از طرق عادي كاري را انجام دهد، اين نوعي تعيين تكليف براي خدا و دخالت در اراده و حكمت اوست؛ مثل اين كه كسي در سفره نان داشته باشد و بگويد خدايا، از طريق ديگري به من روزي بده. اين دعا واقعي نيست؛ چه اگر انسان واقعاً در مقام دعا باشد و چيزي از خدا بخواهد و خدا را به هنگام خواستنش مدبر و حكيم و عليم و بصير بداند، بايد از آنچه در اختيار او قرار داده استفاده كند و اگر كمبودي احساس كرد آن را از خدا بخواهد. معناي دعا اين نيست كه نعمتهايي را كه خدا از روي حكمتش عطا كرده است كنار بگذاريم و بگوييم خدايا همان چيز را از راه ديگري برايم برسان. البته به طور طبيعي اين دعا اجابت ندارد؛ زيرا خداوند تدبير حكيمانة خود را تابع هوي و هوس ما قرار نمي دهد، چه اگر چنين كند آسمانها و زمين و هستي تباه مي شود. دعا با اين معارف با روح رضا و تسليم هم سازگار است؛ زيرا نوعي كسب قابليت براي تحصيل سهم زيادتر از فيض بي پايان پروردگار است. علاوه بر اين، خودْ امر به دعا كرده و فرموده است چيزي از فيض دارم كه جز با دعا نمي دهم. پس دعا هرگز با مقام رضا و تسليم تعارضي ندارد.
حكايتي خواندني
حضرت موسي (ع) بيمار شده بود. بني اسرائيل به او گفتند: اگر از فلان گياه استفاده كني، خوب مي شوي. موسي (ع) گفت: من خود را مداوا نمي كنم تا خداوند مرا شفا دهد. چندي گذشت اثري از بهبودي آشكار نشد. از جانب خداوند به او وحي شد: به عزت و جلالم سوگند، شفايت نمي دهم، مگر اين كه از همان گياه بخوري. اي موسي، تو مي خواستي با توكل خود حكمت مرا باطل كني؟ بهجز من چه كسي خاصيت شفا بخشي را به ريشة گياهان داده است؟

خدايا ، تو اندامم را موزون آفريدي ، و مرا در خردسالي پروريدي ، و به اندازه روزي دادي .
خدايا ، من در كتاب تو كه فرو فرستاده اي و با آن بندگانت را بشارت داده اي ، يافته ام كه فرموده اي : اي بندگان من كه بر خود ستم روا داشته ايد ، از رحمت خد نا اميد مشويد ، زيرا خدا همه گناهان را مي آمرزد . و پيش از اين ، كار هايي از من سر زده است كه خود ميداني و از من بدانها آگاه تري . پس واي بر من از اين رسوايي ، به سبب گناهاني كه نامه عمل من در خود ثبت كرده است .
و اگر نبود كه من به آمرزش فراگير تو اميد وارم ، خودم را به نابودي مي افكندم ، و اگر كسي را توانايي آن مي بود كه از پرودگارش بگريزد ، بي شك من به گريختن از تو سزاوارتر بودم هيچ رازي در آسمان و زمين بر تو پوشيده نيست و آن را در قيامت آشكار مي كني ، در حاليكه هم جزادهنده اي و هم حسابگر .
خدايا و اگر بگريزم ،مرا طلب كني ، و اگر فرار كنم . مرا دريابي ، اينك اين منم شكسته و خوار و زبون در برابر ت ايستاده ام ، اگر عذابم كني ، سزاوارم، و اين كار –اي پروردگار من –از سوي تو عدل است ، و اگر بيامرزي ، چه عجب كه از گذشته ايي دور مشمول آمرزش تو بوده ام و جامه عافيت بر من پوشانده اي .
پس اي مهربانترين مهربانان بر من رحمت آور و از من در گذر ، اي صاحب بزرگي و بخشندگي ، و توبه ام را بپذير كه تو توبه پذير و مهرباني .
آمين يا رب العالمين
چهل و دو نيايش هنگام ختم قرآن
42- نيايش، هنگام ختم قرآن(42) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السّلَامُ عِنْدَ خَتْمِ الْقُرْآنِ: |
|
اللّهُمّ إِنّكَ أَعَنْتَنِي عَلَى خَتْمِ كِتَابِكَ الّذِي أَنْزَلْتَهُ نُوراً، وَ جَعَلْتَهُ مُهَيْمِناً عَلَى كُلّ كِتَابٍ أَنْزَلْتَهُ، وَ فَضّلْتَهُ عَلَى كُلّ حَدِيثٍ قَصَصْتَهُ. |